شب یلـــــــــــــــدا !

در همین حسرت که یک شب راکنارت، مانده ام

در همان پس کوچه ها در انتظارت مانده ام

کوچه اما انتهایش ، بی کسی  ، بن بست اوست

کوچه ای از بی کسی را بیقرارت مانده ام

مثل دردی مبهم از بیدار بودن خسته ام

در بلندی های یلدا ، خسته، زارت مانده ام

در همان یلدا مرا تا صبح ، دل زد فال عشق

فال آمد خسته ای از این که یارت مانده ام

فــــــــال تا آمد مرا گفتی که دیگر ، مرده دل

وز همان جا تا به امشب، داغدارت مانده ام

خوب می دانم قماری بیش این دنیا نـبود

من ولی در حسرتِ بُردی ، خمارت مانده ام

سرد می آید به چشم ِ مستِ من ، چشمت و باز

از همین یلدا به عشق آن بهارت مانده ام./

 

شب یلـــــــــــــــــدا ! بازم یه شبِ یلدای دیگه ! این همه هیاهو واسه همون یه دیقه ی بیشتر !؟؟ واسه همون یه لحظه !؟؟ جشن میگیرن ! فال میزنن ! همه شادن !

داشتم به این فکر میکردم که همون یه لحظه چقـــــــدر با ارزشه که بودنشو جشن میگیریم ... همون لحظه ی در کنار ِ هم بودن !

یک لحظه ... یک نگاه ... میتونه از تمام لحظاتمون باارزش تر باشه !

نمیدونم ... قدر ثانیه های عمرمونو میدونیم یا نه ؟؟؟ ...من که ندونستم ...

شبِ یلــــــــــــــــــــــــــــــــداتون پر از شادی !!! چشمک

/ 3 نظر / 8 بازدید
مهدی اسماعیل وندی

ها ای یلدا کی بیده ها ها ها

داودی

یلدا یعنی زندگی انقدر کوتاهه که یک دقیقه با هم بودن را باید جشن گرفت[شوخی]

مـــجطبا

سلام ما لینکتون کردیم شما هم لینک کنید خوشحال میشیم[لبخند]