گذرگاه عشق........

به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم

 

فهمیدم که بیمارم …
خدا فشار خونم را گرفت،
معلوم شد که لطافتم پایین آمده!

 

زمانی که دمای بدنم را سنجید،
دماسنج ۴۰ درجه اضطراب نشان داد.
آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم . . .

 

فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم،
چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم.
زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم،
معلوم شد که مدتی است صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن میگوید نمی شنوم…!

 

خدای مهربان برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد،
و من به شکرانه اش تصمیم گرفتم
از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم :
هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم.
قبل از رفتن به محل کار یک قاشق آرامش بخورم.
هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم.
زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم.
و زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم.

 

امیدوارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند :
رنگین کمانی به ازای هر طوفان،
لبخندی به ازای هر اشک،
دوستی فداکار به ازای هر مشکل،
نغمه ای شیرین به ازای هر آه،

 

و اجابتی نزدیک برای هر دعا.

 

**احمد شاملو**

/ 4 نظر / 13 بازدید
مهرداد

میشه تعبیری متفاوت از اصول زندگی اسمشو گذاشت ! از بند آخرش خیلی خوشم اومد ...

شاه امیریان

چه میکنه این رعناااااااااااااااااااااااااااا [چشمک]محشری[قلب]خیلی خوشگل بود[گل]

راحیل

ای کاش می‌توانستند از آفتاب ياد بگيرند که بی‌دريغ باشند در دردها و شادی‌هاشان حتا با نانِ خشک‌ِشان.ــ و کاردهای‌ِشان را جز از برایِ قسمت کردن بيرون نياورند. شاملو

آرمان

نخونده میپسندم.... حالا میرم بخونمش